۱۳۹۴ آبان ۲۶, سه‌شنبه

بازداشت روزنامه‌ نگاران ایرانی توسط سپاه پاسداران، دسیسه ای دیگر از ولایت فقیه



اگر نگاهی به سیاست های ایران در سالهای اخیر بیندازیم به این نکته می رسیم که ضمن روی کار آمدن هر دولتی با هر رئیس جمهور و مجلسی، سیاست های نظام هیچ تغییری نکرده، بلکه تنها شیوه ی اجرای آن متفاوت بوده است... گویا فقط یک شخص در راس هرم نشسته و بر اساس سناریویی از پیش تعیین شده تنها نقش ها و ایفا کنندگان آن را تغییر میدهد و همچنین سبک بازی ها را...!

برای مثال در زمان روی کار آمدن خاتمی چه وعده هایی که برای دادن آزادی بیان به مردم داده نشد، ولی در نهایت بازهم سلب آزادی از مردم شد و دلایل عنوان شده از سوی جناب خاتمی این بود که من تمام سعی ام را کردم اما دولت بیش از این به من مجال نداد...! زمان روی کار آمدن احمدی نژاد باز هم این وعده ها داده شد... اما با عمل نه تنها بسیار منافات داشت، که بیش از دولت اسبق آزادی ها سلب و مردم را به سکوت محکوم کردند... تا جایی که حتا در انتخابات 88 نیز به رغم شیادی در شمارش آرا و انتخاب ریاست جمهوری، حتا اعتراض مردم به این موضوع را هم جرم شمردند، سرکوبشان کردند، بسیاری از روزنامه نگاران و معترضان و فعالین را به زندان انداختند و کشتند و به قول خودشان حسابی به خدمت آن خس و خاشاک ها رسیدند...!
پس از اتمام دوره ی ریاست جمهوری احمدی نژاد و با وضعیتی که ایران در آن زمان به خاطر تحریم ها و آشوب های داخلی با آن مواجه بود، جناب رهبری تصمیمی اتخاذ کردند تا بتوانند شرایط را کنترل کرده و به گونه ای هم مردم و هم جهان را اغفال کنند تا کمی آرامش را به کشور باز گردانند...! از این روی خاطر همایونی بر آن شد تا شخصی را روی کار بیاورند که به گونه ای متفاوت بتواند مردم را سر کار بگذارد و به دنبال آن بازهم سناریوی خود را به گونه ای شیک تر به اجرا در آورد... که این بار تدارکات چی جدید وی شخصی به نام حسن روحانی بود.
  به هنگام روی کار آمدن روحانی، چه وعده های زیبایی که از زبان ایشان نشنیدیم و بازهم مردم ما چه ساده لوحانه پای صندوق های رای رفتند و با این امید که به آزادی و یک زندگی ایده آل خواهند رسید، دولت تدبیر و امید ایشان را پشتیبانی کرده و پذیرفتند...! گو اینکه همین دولت تدبیر و امید که از آزادی بیان دم میزد و به وزارت ارشاد به خاطر محدود سازی نویسندگان خرده میگرفت و وعده ی حمایت از حقوق شهروندی مردم را میداد، خود نیز همان پروژه ی دولت های قبل را از سر گرفته و شروع به محدود سازی ملت و سلب آزادی هایشان کرد، اما این بار با یک دسیسه ی جدید شروع به اغفال مردم نمود، آنهم وعده ی لغو تحریم ها بود که با انجام آن بتواند شرایط اقتصادی و اجتماعی کشور را بهبود بخشد، که البته طی مذاکراتی که با دول مربوط به تحریم ها انجام شد و با هزار بدبختی و سر کار گذاشتن ملت به این نتیجه رسید... اما رسیدن دولت به این نتیجه نه تنها سودی برای مردم نداشت که در لوای آن با معضلات و توهمات بیشتری هم رو به رو شد که نتیجه ای جز آزار بیشتر ملت در پی نداشت.
یکی از دست آوردهای دولت تدبیر و امیدِ روحانی اعدام ها، زندانی کردن فعالین و روزنامه نگاران و بازداشت های بیشتر بود که با آنچه وعده داده بود کاملن در تضاد است. البته باید به این مهم اشاره کرد که "تضاد" یکی از ارکان نظام جمهوری اسلامی است و بدون آن گویا نمی تواند روزی را شب کند... و البته که این یکی از مهم ترین خواسته های رهبری ست که گویا به زعم تفکر وی دلیلی ندارد حرف با عمل یکی باشد...!
خاتمی روی کار آمد چون رهبر خواست بیاد و با سخنان زیبا و شیرین زبانی و وجه عوام پسندش مردم را مدتی سر کار بگذارد، پس از آن احمدی نژاد روی کار آمد چون رهبر خواست تا مردم را که کمی به واسطه ی حرف های خاتمی دور برداشته بودند جمع و جور کند... و باز هم به خواسته ی جناب رهبری، روحانی روی کار آمد تا این بار با دیپلماسی بتواند سیاست های خارجی را کنترل و مشکلاتش را حل کند و بازهم با دیپلماسی مردم را کنترل کند... روحانی ای در لوای قانون، که به واسطه ی قانون هرچه بخواهد بر سر ملت می آورد.
آری، رهبر است که همیشه تعیین تکلیف میکند و به قول خاتمی "رئیس جمهور تنها یک تدارکات چی است"
اما اگر عمیق تر نگاه کنیم رد پای شخصی دیگر را نیز این میان خواهیم یافت که مانند رهبر رو بازی نمیکند و با فاصله فقط نگاه میکند و برنامه میچیند، کسی که بقایش به بقای رهبر بسته است و بقای رهبری به بقای او...! هاشمی رفسنجانی بارها تلاش کرد تا به مردم بفهماند که در زمان او که اینهمه آزادی در اختیارشان قرار میگرفت زندگی چقدر شیرین بود و حال بنگرید که چه روزگار تلخی را سپری می کنید... او با حمایت از موسوی و کروبی و ایستادن جلوی احمدی نژاد موضعش را مشخص کرد و حرفش را زد... اما بازهم حریف جناب رهبری نشد، چرا که گرچه خامنه ای با کمک او به مقام رهبری رسید ولی فی الحال جایگاهش مشخص و پشتیبانانش بیشتر اند... به طور خلاصه میتوان گفت که گویا تمام این شوها، بازی بر سر رسیدن به قدرت بیشتر و اعمال آن توسط این دو رکن مهم جمهوری اسلامی ست که سالهاست با هم در جنگ اند، و در این بین تنها ضرری که متوجه کسی میشود مردم هستند که بازیچه ی اینها شده اند.
حال میخواهیم به یکی از شاهکارهای اخیر دولت تدبیر و امید بپردازیم که البته مسئله ی جدید و غیر منتظره ای نیست ولی بسیار خبر ساز شده و حاشیه های خاص خود را ایجاد کرده که به واسطه ی آن یک بار دیگر مضحکه ی جهان شده ایم. با این تفاوت که این بار اجرای این دسیسه بر عهده ی سپاه پاسداران گذاشته شده است تا به واسطه ی نقشی که ایفا میکند دولت را به اهدافش برساند... که آن چیزی نیست جز ایجاد اختلاف میان احزاب و ایجاد رعب و وحشت بین مردم، که البته همین مهم ضامن بقایش است.
در ادامه موج بازداشت روزنامه‌نگاران، چنانکه طی گزارش های اخیر شاهد موج هجوم سپاه پاسداران و دستگیری آنها بوده ایم، این مسئله به وضوح نمایانگر این است که جمهوری اسلامی نه تنها در صدد است تا با ایجاد رعب و وحشت میان مردم، جلوی فعالیت این قشر را گرفته و فضای سیاسی جامعه را بیش از پیش تحت کنترل خود گیرد و آزادی بیان را هرچه بیشتر سلب و اذهان عمومی را کنترل نماید، بلکه ضمن انجام این عمل هدف مهم تری نیز دارد که نمایانگر بازی های سیاسی داخلی دولت است تا با ایجاد تفرقه بین مردم و احزاب، به آنچه هدفش است برسد... که این عملکرد مصداق بارز مثالِ تفرقه بینداز و حکومت کن است. و البته این نخستین بار نیست که روزنامه‌نگاران در ایران قربانی توهمِ همه دشمن پنداریِ رهبر جمهوری اسلامی و تسویه حساب‌های جنگ قدرت جناح‌های گوناگون حکومت می‌شوند و تکرار این سناریو‌های خیال‌ پردازانه در مورد کشف شبکه‌های جاسوسی در مطبوعات ایران طنزی غم‌انگیز است.

درحالی که رسانه‌های منتسب به نهادهای امنیتی و نظامی در ایران از بازداشت پنج روزنامه‌نگار خبر می‌دهند که بنا بر اعلام سازمان اطلاعات سپاه پاسداران "اعضای شبکه نفوذی همکار با دولت‌های متخاصم غربی در فضای مجازی و مطبوعات کشوربوده اند"، تاکنون خبر بازداشت 4 روزنامه نگار تایید شده که عبارتند از: عیسی سحرخیز و احسان مازندرانی و از آفرین چیت‌ساز و سامان صفرزایی به عنوان دو روزنامه‌نگار دیگر بازداشتی نام برده می‌شود اما نفر پنجم هنوز مشخص نیست...!
از سویی رئیس‌ جمهور ایران از بازداشت روزنامه‌نگاران با اتهام همکاری با دولت‌های متخاصم غربی، انتقاد میکند و میگوید: "بی‌خودی نرویم یک، دو نفر را از اینجا و آنجا به بهانه‌ای بگیریم و پرونده‌سازی کنیم، بعد بیاییم این پرونده را بزرگ کنیم در کشور و بعد بگوییم این خط، خط نفوذ است و این جریان، جریان نفوذ است". روحانی که خود منتقد بر اعمال این فشارها بر روزنامه نگاران است، از سویی دیگر به نعل رهبری نیز زده و تاکید میکند که نباید از " کلمات و واژگان آیت‌الله خامنه‌ای سوءاستفاده شود".
و از سویی دیگر برخی از نمایندگان مجلس به این اقدام سازمان اطلاعات سپاه پاسداران اعتراض میکنند. علی مطهری، نماینده مجلس شورای اسلامی میگوید: "نباید طوری شود که کلمه نفوذ هم مثل کلمه فتنه به صورت ابزاری برای به حاشیه راندن رقبای سیاسی و سرکوب منتقدان درآید".
و البته به گفته این نماینده اصولگرای حامی دولت "افرادی می‌خواهند کلمه نفوذ را مانند کلمه فتنه وسیله‌ای برای ایجاد خفقان کنند و کسانی را به این بهانه بازداشت و آزادی بیان را محدود کنند و البته مردم به آنها اجازه نخواهند داد".
احمد توکلی، یکی دیگر از نمایندگان اصولگرای مجلس نیز درباره ی بازداشت روزنامه‌نگاران گفت: "از جزئیات این دستگیری ها اطلاعی ندارم، حتمن متولیان امر دلائل قانع کننده ای به مردم ارائه خواهند کرد، اما حسب سابقه‌ای که پیشتر هم وجود داشته است نگرانم دغدغه مبنایی و عمیقِ رهبرانقلاب به اقدامات امنیتی و انتظامی خلاصه شود".

ولی در عین حال محمد جواد ظریف این بازداشت ها را انکار میکند و میگوید که "ما درايران هيچ کسی را به‌خاطر عقيده‌اش زندانی نمی‌کنيم"...!  اما ادعاهای ظریف تازگی ندارد چرا که جمهوری اسلامی همواره وجود زندانی سیاسی را در ایران انکار کرده است... همانطور که پیشتر حسن روحانی، رئیس جمهوری که یکی از محوری ترین شعارهای انتخاباتی اش، آزادی روزنامه نگاران بود، بعد از رسیدن به پیروزی در انتخابات و روی کار آمدن دولت اش گفت که فکر نمی کند "فردی به خاطر روزنامه‌ نگاری یا فعالیت رسانه‌ای دستگیر شده باشد".
حال میپردازیم به معقوله ای به نام فتنه ی نفوذ، که در روزهای اخیر بسیار در مورد آن شنیده ایم، فتنه نفوذ یا فتنه ی چهارم، اصطلاحی است از سوی خامنه ای که دال بر خطر نفوذ آمریکا و غرب در ماه‌های اخیر است و از سوی خامنه‌ای و برخی مقامات ارشد نظام بارها گوشزد شده. محمدعلی جعفری، فرمانده کل سپاه پاسداران نیز اخیرا این کلمه را مورد استفاده قرار داده و می گوید که "باید جلوی برخی از کارهایی که انجام می‌شود را گرفت".
دلایل بازداشت روزنامه‌نگاران را می توان به ترس اقتدارگرایان از تعمیق روابط تهران و واشنگتن که در ادبیات رهبر جمهوری اسلامی "خطر نفوذ"  نامیده می‌شود، دانست. چرا که انسداد فضای سیاسی و افزایش خودسانسوری در روزنامه‌نگاران، در ماه‌های باقیمانده تا انتخابات از دیگر اهداف پروژه امنیتی اخیر است.
تمامی سخنان ذکر شده در راستای انتقاد از سیاست دولت و بررسی دلایل زندانیانی بود که جرمشان تنها بیان اندیشه هایشان است. 
کسانی چون سامان صفرزایی خبرنگار سابق روزنامه اعتماد و ماهنامه اندیشه پویا و آفرین چیت‌ساز خبرنگار روزنامه ایران، عیسی سحرخیز مدیرکل مطبوعات وزارت ارشاد در دوره ریاست جمهوری محمد خاتمی و احسان مازندرانی مدیرمسئول روزنامه فرهیختگان که روز 13 آبان ماه توسط سازمان اطلاعات سپاه پاسداران بازداشت شدند. سامان صفرزایی از جمله خبرنگاران ماهنامه اندیشه پویا بود که گفت‌ و گوهای مستمری با کارشناسان خارجی و سیاست‌مداران بین‌المللی داشته و مطالب خود را در این ماهنامه منتشر می‌کرد، و نیز خانم آفرین چیت‌ساز که ستون‌نویس روزنامه ایران در حوزه سیاست خارجی است و به واسطه حرفه‌اش ارتباط نزدیکی با دولت حسن روحانی، حسین فریدون، دستیار ارشد رئیس‌جمهور، علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی و محمدجواد ظریف وزیر امور خارجه داشته، و توسط ماموران اطلاعات سپاه بازداشت شدند.

همچنین بیست تن از روزنامه‌نگارانِ فردا نیز در همان روز، که جمهوری اسلامی «روز جهانی استکبار ستیزی» نام گذاری اش کرده، با اتهام «تشکیل باند نفوذ آمریکا در مطبوعات کشور» توسط اطلاعات سپاه پاسداران به خیابان صابونچی احضار شدند و قرار براین بود تا هر کدام به صورت جداگانه توسط بازجویان این نهاد نظامی امنیتی، مورد تفتیش قرار گیرند.
 مفقود شدن نزار زکا، کارشناس لبنانی فن آوری اطلاعات پس از حضور در کنفرانسی رسمی در تهران نیز یکی دیگر از موارد مربوط به جریانات اخیر و دستگیری هاست که مقامات جمهوری اسلامی وی را بازداشت کرده اند تا از او بازجویی کنند.
نزار زکا که مقیم آمریکاست و ریاست سازمان سیاستگذاری عمومی ائتلاف جهانی فناوری اطلاعات و خدمات را به عهده دارد، بیش از دو ماه است که در تهران مفقود شده است و این در حالی ست که مقامات رژیم ایران از وی دعوت رسمی به عمل آورده بودند.
مقامات جمهوری اسلامی وی را بازداشت کرده اند تا از او بازجویی کنند ولی حتا علت آن را نیز نمی گویند.
و این بازداشت ها در دولت شخصی انجام گرفت که با وعده آزادی زندانیان سیاسی، رفع حصر و دفاع از آزادی بیان بر سرِ کار آمد و جایگزین دولتی شد که به دروغگویی شهره بود در حالی که قرار بود دولتی راستگو باشد...!
( ندا امین )

۱۳۹۴ آبان ۲۴, یکشنبه

اهم و گزیده اخبار منطقه ای، داخلی و سیاست خارجی ایران در هفته ای که گذشت

گزارش پیش رو ارائه دهنده ی گزیده اخباری ست پیرامون سیاست های خارجی و داخلی ایران و مسائلی که جمهوری اسلامی در منطقه به وجود آورده، که واکنش ها و اعتراضات جامعه جهانی را در پی داشته و در رسانه ها و شبکه های اجتماعی مورد بحث واقع شده است. 

ادامه ی مطلب را در سایت اسرائیل تایمز مشاهده نمایید: http://fa.timesofisrael.com/%D8%A7%D8%B2-%D8%AA%D8%AF%D8%A7%D9%88%D9%85-%D9%87%D9%84%D8%A7%DA%A9%D8%AA-%D9%81%D8%B1%D9%85%D8%A7%D9%86%D8%AF%D9%87%D8%A7%D9%86-%D8%B3%D9%BE%D8%A7%D9%87-%D8%AF%D8%B1-%D8%B3%D9%88%D8%B1%DB%8C%D9%87/ 

ندا امین، نویسنده ی سایت اسرائیل تایمز 

گزارش نقض حقوق بشر در ایران طی هفته ای که گذشت... (16 الی 23 آبان ماه)

طی هفته ای که گذشت، نقض حقوق بشر در ایران همچون گذشته به طور گسترده ای ادامه داشت. گرچه گزارش پیش رو نمی تواند تمام موارد نقض حقوق بشر در ایران طی این مدت را در بر گیرد، چرا که بسیاری از اخبار به دلیل منابع محدود و مشکلات گزارشگری در ایران، تحت پوشش قرار نمی گیرند و برخی نیز به دلایل امنیتی مدتها بعد افشا می شوند، لیکن سعی بر آن است تا بر اساس اخبار موجود و منتشر شده، گزارشی از نقض حقوق انسانی در ایران ارائه دهیم.

گزارش پیش رو ارائه دهنده آماری ست از نقض حقوق بشر در ایران توسط جمهوری اسلامی، این گزارش به تفصیل، به مثالهای مختلفی از موارد نقض حقوق بشر به واسطه ی شکنجه، تنبیهات غیر انسانی، مجازات اعدام و از آن جمله اعدامهای در ملاء عام، اعدام مجرمین نوجوان، نقض حقوق زنان، حقوق اقلیتها، عدم آزادی اجتماعات مسالمت آمیز و آزادی اندیشه و بیان، فقدان حق برخورداری از دادرسی عادلانه و تمام معضلات ایجاد شده توسط جمهوری اسلامی که به واسطه ی آن میتوان حقوق انسانی را سلب و وی را از حقوق اولیه اش محروم ساخت می پردازد.
گزارش ذکر شده را در سایت تایمط اسرائیل مشاهده نماید: http://fa.timesofisrael.com/%D8%A7%D8%B2-%D8%A7%D8%B9%D8%AF%D8%A7%D9%85-%D9%88-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D8%B4%DA%A9%D9%88%DA%A9%D8%8C-%D8%AA%D8%A7-%D8%A8%D8%A7%D8%B2%D8%AF%D8%A7%D8%B4%D8%AA-%D9%88-%D8%B3%D8%B1%DA%A9%D9%88%D8%A8/

ندا امین، نویسنده ی تایمز اسرائیل

۱۳۹۴ آبان ۲۳, شنبه

مقام ارشد سپاه: صدهزار موشک و راکت برای حمله به اسرائیل در اختیار حزب الله قرار داده ایم

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران، گروه های فلسطینی، حزب‌الله لبنان و انصارالله یمن را “نمایندگان نیرومند جمهوری اسلامی” نامید و گفت که حزب‌الله بیش از صد هزار موشک و راکت برای شلیک به هر نقطه از اسرائیل در اختیار دارد. 

به گزارش خبرگزاری تسنیم، وابسته به محافل نظامی، حسین سلامی روز پنجشنبه در مراسم گرامیداشت کشته شدگان حادثه منا گفت: “در همه جنگ‌هایی که اینک شاهد آن هستیم، آمریکا و متحدان او در یک سوی ماجرا و ایران اسلامی و متحدانش در سوی دیگر ایستاده اند و همه این جنگ‌ها در مناطق اسلامی راه‌اندازی می‌شوند و از آفات سیاست مداخله‌گرانه آمریکا و متحدانش آوارگی میلیون‌ها سوری، عراقی و … است”.
وی با بیان اینکه “آمریکا می‌خواهد جغرافیای اسلام را تکه ‌تکه کند و برای تضعیف، عقب نگه داشتن مسلمانان، غارت ثروت‌های مادی و معنوی آنان، چپاول ثروت‌های نفتی و غیرنفتی این کشورها تلاش می‌کند و از هر راه و ترفندی برای نفوذ وارد میشود”، دولت اسرائیل را نیز همگام با این حرکت و مدافع کسب این منافع دانست.
وی در این خصوص ادعا کرد: “درست است که اسرائیل و همدستانش دشمنان همیشگی جهان اسلام اند و اهدافی شوم در سر دارند اما به برکت انقلاب و ترویج روحیه جهاد، فلسطینی‌ها که زمانی به دشمن سنگ پرتاب می‌کردند امروز موشک می‌زنند، بیش از ۱۰۰ هزار موشک و راکت برای شلیک به هر نقطه از سرزمین اشغالی در اختیار حزب‌الله است، در یمن انصارالله می‌جنگند، این‌ها ظرفیت‌های نیرومند شکل ‌یافته ایران اسلامی است”.

حسین سلامی همچنین دولت جمهوری اسلامی را تنها دولت معتبر جهان اسلام دانست که به زعم وی “همه قدرت‌ها به او احترام می‌گذارند و حرف اول را در دنیا می‌زند و کلید حل مشکلات منطقه شناخته می‌شود.”
این مقام ارشد سپاهی ضمن مخالفت با سازش و تسلیم با غرب و حامیان آن، اظهار داشت که “کشورهایی که تکیه ‌گاه خود را آمریکا و غرب قرار داده اند و تسلیم سیاست آنان هستند، هیچ نشانه‌ای از پیشرفت ندارند و جاهلیت مدرن و نوین بر جوامع آنها حاکم است”.


 

۱۳۹۴ آبان ۲۱, پنجشنبه

مداخله جمهوری اسلامی در یمن، راهی دیگر برای گسترش دولت اسلامی...!

درگیری یمن که از آن با عنوان جنگ ششم صعده یا عملیات زمین سوخته یاد میشود به درگیری های حکومت مرکزی یمن با مبارزان حوثی و القاعده و جدایی طلبان جنوب این کشور و مداخله برخی کشورهای خارجی اشاره دارد که از سال 2009 آغاز شده... که البته بعضی از ناظران بر این باور اند که این درگیری در اصل جنگی میان ایران و عربستان است.

 مقامات یمن بارها ایران را متهم به دخالت، کمک نظامی و مالی در این درگیری‌ها کرده و اذعان داشتند که شخصیت‌های تندروی دینی در ایران از شورشیان در این کشور حمایت می‌کنند.
اما اصلا اهمیت استراتژیک یمن برای ایران چیست؟ کشوری با وسعت یک سوم ایران و جمعیتی ۲۰ میلیونی در جنوب شبه‌جزیره عربستان که هیچ مرز مشترکی با ایران ندارد چرا برای ایران اینقدر اهمیت پیدا کرده که آشکارا از گروه‌هایی که در آن کشور «انصار الله» خوانده می‌شوند حمایت می‌کند؟!

شاید بتوان وجود۴۰ درصد شیعه در یمن را دلیلی کافی برای مهم شدن این کشور در چشم جمهوری اسلامی دانست، آنقدر مهم که به‌گفته آنها در آن‌جا دست به تشکیل «شاخه یمنی حزب‌الله» یعنی «انصارالله» بزند و برای به دست گرفتن کنترل کشورهای مسلمان، این نقشه را طراحی کرده تا گروهی شبیه حزب‌الله در مناطق مرزی میان یمن و عربستان سعودی ایجاد کند و به این طریق بتواند قدرت خود را در منطقه بالا برده و به واسطه ی گسترش دولت اسلامی خود سلطه ی بیشتری به دست آورد.

و نیز میتوان از این زاویه نگاه کرد که این کشور به‌خاطر خلیج عدن به‌عنوان گذرگاه تانکرهای نفتی و راه دسترسی خلیج فارس به بازارهای بین‌المللی برای ایران اهمیت دارد و این مسئله می تواند ایران را بر آن دارد تا در جنگی نرم یا فرسایشی در یمن، بر عربستان پیشی گیرد.

چرا که دولت عربستان به لحاظ تکنولوژی جنگی آمریکایی بر ایران برتری دارد و در نتیجه ایران شانسی برای برخورد نظامی در یمن با عربستان نخواهد داشت. به همین دلیل راهکار دیگری انتخاب کرده و به گونه ای دیگر وارد عمل شده است، ایران بر عربستان سعودی که کوچک‌ترین تجربه ای در جنگهای فرسایشی ندارد برتری دارد و به این صورت می‌تواند نیروهای سعودی یا هر نیروی عربی دیگری را از طریق کمک به نیروهای داخلی یمن مثل حوثی‌ها، انصارالله و گروههای دیگری از قبایل یمنی به باتلاق جنگهای فرسایشی بکشاند و در پی آن به اهداف خود برسد.

و البته باید گفت که این عملکرد جمهوری اسلامی تازگی ندارد و طی سالهای اخیر بارها شاهد حمایت های او از شبه دولت ها ی اسلامی و گروه های تروریستی بوده ایم و واضح است که برای رسیدن به قدرت بیشتر به واسطه ی دولت اسلامی خود سعی بر آن دارد تا هم خود را از باتلاق فروپاشی نظام دیکتاتوری اش برهاند و هم نفوذ خود را در منطقه و نیز در جهان بالا برده تا بتواند به اهداف شوم خود و نابودی هر چه بیشتر انسانیت برسد... چرا که بقای آن تنها به واسطه ی اِعمال خشونت و نقض حقوق انسانهاست.

( ندا امین )

۱۳۹۴ آبان ۲۰, چهارشنبه

نتانیاهو: اسرائیل و ایالات متحده می بایست با هم روی مساله ایران همکاری کنند

نتانیاهو: اسرائیل و ایالات متحده می بایست با همکاری هم در مقابل فعالیت های تروریستی رژیم تهران بایستند.
نخست وزیر به ایالات متحده می گوید یهودیان زمانی به صلح دست خواهند یافت که «یک رهبر فلسطینی حاضر شود گذشته را پشت سر بگذارد و دولت یهود را به رسمیت بشناسد.»  

واشنگتن – روز سه شنبه نخست وزیر بنیامین نتانیاهو اظهار داشت در پی نهایی شدن توافق هسته ای با ایران، اسرائیل و ایالات متحده می بایست با همکاری هم از رعایت مفاد قرارداد توسط رژیم ایران اطمینان حاصل کنند و در مقابل فعالیت های تروریستی تهران بایستند.
وی که در حضور 3000 نماینده در مجمع عمومی فدراسیون یهودیان امریکای شمالی سخن می گفت اظهار داشت “با وجود اختلاف نظر بر سر توافق هسته ای با ایران، من عقیده دارم آمریکا و اسرائیل با هم برای کسب اطمینان از عملکرد ایران در چارچوب تعهدات خود بر مبنای توافق هسته ای همکاری کنند، مانع از تحریکات ایران در منطقه بشوند و با تروریسم ایران در سراسر جهان بجنگند.»
نتانیاهو به طور ضمنی به شکست خود در جلوگیری از توافق هسته ای اشاره کرد، و گفت دیدار روز دوشنبه وی با رئیس جمهوری آمریکا باراک اوباما در کاخ سفید “بسیار عالی” بوده است. وی اطمینان خاطر خود بر “اتحاد ناگسستنی میان اسرائیل و آمریکا، اتحادی که روز بروز محکم تر می شود،» را تصریح کرد.
نخست وزیر از رئیس جمهور به خاطر تعهد به ادامه کمک های «حیاتی» به اسرائیل تشکر کرد، اما اضافه نمود که «اسرائیل این کمک ها را تقریبا روزانه بازپس می دهد، از راه ارائه اطلاعات امنیتی و بسیار چیزهای دیگر».
نتانیاهو در میان تشویق شدید حضار اظهار داشت مهم تر از تعهد اوباما به تقویت امنیت اسرائیل برای ده سال آینده، تعهد وی به حفظ برتری نظامی اسرائیل است تا اسرائیل قادر باشد در مقابل خطرات، خودکفا باشد.”
وی همچنین گفت که دولت یهود با کشورهای عرب همسایه روابط تازه ای را ایجاد می کند. در منطقه جنگزده مدرنیته می بایست پیروز دعوا باشد. اسرائیل به پیشرفت ادامه خواهد داد. من به روحیه شکست ناپذیر مردم ما ایمان دارم، و به پیوند ناگسستنی میان ایالات متحده و اسرائیل نیز ایمان دارم.
وی همچنین به نگرانی آمریکاییان در جلوگیری از تلاش های صلح پاسخ داد: “دلیل این که ما به صلح دست پیدا نمی کنیم اجتناب مصرانه فلسطینان از به رسمیت شناختن دولت یهود در تمام سطوح است.”
نتانیاهو اظهار داشت که تمایل به صلح دارد و اشاره کرد اسرائیل با مصر و اردن صلح کرد زیرا آنها نیز مایل به صلح بودند و حاضر بودند گذشته را پشت سر بگذارند و به آینده بنگرند. هرگاه یک رهبر فلسطینی پیدا شود که حاضر باشد از گذشته بگذرد و ادعایی بر دولت اسرائیل نداشته باشد و دولت اسرائیل را به رسمیت بشناسد آن وقت است که ما به صلح دست خواهیم یافت. از نظر وی، به رسمیت شناختن اسرائیل اساس و پایه صلح است.
نتانیاهو تاکید کرد با راه حل دو دولتی، و دولت فسلطینی غیرنظامی موافق است. حفظ اتحاد میان مردم یهود از اساسی ترین امور است. ما فقط یک قوم یهود داریم. فقط یک دلت یهود داریم. و بیش از همیشه به اتحاد مردم یهود و حفظ امنیت دولت یهود نیازمندیم.
به نقل از اسرائیل تایمز:

 

۱۳۹۴ آبان ۱۹, سه‌شنبه

عدم اجرای برنامه توافق هسته ای به خاطر تضاد یکی از 9 فرمان ولی فقیه...!


بر اساس توافقاتی که ایران با گروه 1+5 داشته و حسن روحانی رئیس جمهور ایران این توافقات را درهمايش سفرا و روسای دفاتر و نمايندگي‌های جمهوری اسلامی در خارج از كشور به شكل رسمی اعلام كرد، جمهوری اسلامی بر پایه برنامه جامع اقدام مشترک، پذیرفت که شمار سانتریفیوژ‌های خود را کاهش دهد و حجم و درجه غنی‌سازی اورانیوم را نیز پایین بیاورد. همچنین کشورهای ۵+۱ نیز در مقابل متعهد شدند که همزمان با اجرای تعهدات ایران، تحریم‌های مالی و اقتصادی علیه جمهوری اسلامی را گام به گام لغو کنند.
  
 اما در عمل نه تنها شاهد اجرای کامل برنامه های مربوط به این توافقات نیستیم، که با معضلی به نام تبصره های ولی فقیه نیز مواجه ایم. حال می بایست به این نکته پرداخت که وزارت امور خارجه، رئیس جمهور، نمایندگان مجلس و تمامی نهادهای مرتبط با این پرونده که در پذیرش و تصویب این توافق نقش داشته و مسئولیت اجرای این معاهدات را بر عهده دارند، اینجا چه کاره اند؟!  آیا تمام این نشست ها و مذاکرات صرفن برای رسیدن به یک توافق فی ما بین بوده و لازم الاجراست یا شویی نمادین از سوی جمهوری اسلامی که در نهایت بازهم، کاری که خود میخواهد انجام دهد و آن جز فرامین رهبری نبوده و نیست...؟!

همچنان که به گفته مسئولین دولت جمهوری اسلامی، این طرح در حال اجرا بوده و مطابق با توافقات انجام شده پیش میرفته و علاوه بر جمع‌آوری ۲۰۰ دستگاه سانتریفیوژ در فردو، جمع‌آوری گسترده در نطنز نیز در حال اجرا بوده،  ناگهان با سخنان جواد کریمی‌قدوسی، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست‌خارجی مجلس شورای اسلامی مواجه می شویم که گفته است: چندی بعد از جمع‌آوری این سانتریفیوژ‌ها، این طرح «با رسیدن دستور از جایی» متوقف شد...!

حال باید دید که این دستور از کجا و تصمیم گیرنده چه کسی بوده است، که یکدفعه ایده ای نو به مغز مبارکش خطور کرده و دستور العملی تازه معین نموده اند، که البته با جستجویی ساده به این نتیجه رسیدیم که خاطر همایونیِ جناب ولی فقیه بر این بوده تا شاهکاری نو خلق کند که البته بدین قرار است که پس از تصویب برجام در مجلس و تأیید آن از سوی شورای نگهبان، رهبر جمهوری اسلامی در ۲۹ مهرماه گذشته در نامه‌ای ۹ بندی به حسن روحانی، الزاماتی را برای اجرای این قانون تعیین کرده اما در بند یک این فرامین، موضوعی که نشان‌ دهد سانتریفیوژ‌ها نباید جمع‌آوری شوند، وجود نداشته و این بند تنها حاوی تشکر از همه دست‌ اندر کاران ایرانی پرونده هسته‌ای بوده است و جالب اینجاست که نمایندگان مجلس هم تازه متوجه این امر شده اند...!
بنابر این در توضیح توقف این طرح تنها یک جواب وجود دارد که آن هم گفته نماینده مجلس شورای اسلامی ست، به این شرح که کاهش تعداد سانتریفیوژها در تاسیسات هسته ای با بند یک فرامین ولی فقیه در تضاد است... بنابر این باید متوقف شود.
و حال مجلس جمهوری اسلامی اجرای این طرح را نادرست خوانده و در صدد پی گیری آن است و حتا پیشتر رفته و ضمن دادن تذکری به رئیس جمهور خواهان توقف این طرح شده اند.

اما مسئله ی مهم تر این است که آیا کسی که در مقام ولایت فقیه است و ملبس به لباس روحانیت و هیچ دانشی در امور سیاسی ندارد، این حق را دارد تا چنین تصمیمات مهمی اتخاذ کند؟ و اگرهم اتخاذ کند مردم و دولت و تمامی مسئولین خارجی که برای این طرح وقت گذاشته و با برنامه ریزی و نشست های مکرر، آنهم با هزار بدبختی چنین توافقی را حاصل کردند، به سخره بگیرد؟! و جالب تر اینکه  چگونه در دولت یک کشور اینگونه یک بام و دو هواست و یک نفر هروقت دلش بخواهد و در هر زمانی که صلاح بداند هر تصمیمی بخواهد بگیرد و نه تنها مردم کشورش را، که دنیا را سر کار بگذارد.
به هر روی گویا در کشور من تنها یک نفر تصمیم گیرنده است، آن هم جناب مقام معظم رهبری ست که جدیدن به جای ده فرمان، 9 فرمان نیز صادر میکند...!

( ندا امین )