۱۳۹۴ خرداد ۲۶, سه‌شنبه

محمد محمدی ری‌شهری٬ وزير پيشين اطلاعات: وظیفه روحانیت حفظ خط رهبری است...!!!

محمد محمدی ری‌شهری٬ وزير پيشين اطلاعات:
وظیفه روحانیت حفظ خط رهبری است
محمد محمدی ری‌شهری٬ وزير پيشين اطلاعات گفته وظيفه روحانيت حفظ «خط رهبر» است و روحانيت بايد فراتر از جريان‌های سياسی حرکت کند.
ری شهری افزوده که جريان‌های سياسی نيز وظيفه دارند از «خط رهبر» حمايت کنند و در اين ميان روحانيت بايد تلاش کند تا در اين خط «تحريفی» صورت نگيرد.
وی اضافه کرده «روحانيت بايد فراتر از جريان‌های سياسی حرکت کند و برای همه جريان‌ها و گروه‌ها نقش پدری ايفا نمايد.»
اظهارات ری‌شهری همسو با جريانی نوپا در ميان حاميان علی خامنه‌ای است که می‌گويند اکبر هاشمی رفسنجانی در پی «تحريف» شخصيت روح‌الله خمينی است.
هاشمی رفسنجانی در دو سال اخير قول‌ها و خاطراتی از خمينی نقل کرده که با خشم محافظه‌کاران تندرو مواجه شده است.
آنها می گويند رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام از روی «عمد» و برای تامين منافع خود و دولت يازدهم دست به «تحريف» بنيانگذار جمهوری اسلامی می‌زند.


تصویب قطعنامه برای آزادی سه آمریکایی زندانی در ایران

تصویب قطعنامه برای آزادی سه آمریکایی زندانی در ایران 
مجلس نمایندگان آمریکا با تصویب یک قطعنامه خواستار آزادی سه شهروند آمریکایی زندانی در ایران شد. در این قطعنامه تأکید شده، اگر ایران خواستار توافق هسته‌ای با غرب و برداشته شدن تحریم‌هاست، باید این افراد را آزاد کند.


شناخت آخوندها؛ نوری زاد: "مردی" به اسم رضا شاه کبیر

شناخت آخوندها؛ نوری زاد: "مردی" به اسم رضا شاه کبیر
تنها بزرگمردی که ذات این جماعت را نیک شناخت، رضا شاه بود. که محدودشان کرد و به انزوایشان انداخت. رضا شاه با همه ی سوادی که نداشت، راز فلاکت ایرانیان را در بر آمدن عمامه به سرانی به اسم آخوند یافت و تا توانست نیکبختی های مدنی کشور را از دسترس و گزند آخوندها دور ساخت.
محمد نوری زاد
بیست و پنجم خرداد نود و چهار - تهران
" مردی" به اسم رضا شاه کبیر
...دو جوان خراسانی که شاهد گفتگوی ما بودند، از شنیدنِ صحبت های مردِ بی پناه سخت متأثر شدند. یکی شان که قدی رشید داشت سرش را بالا آورد. چشمانش پر از اشک بود. رفیقش نیز سخت بر افروخته بود اما سر به زیر داشت. جوان اولی اشک هایش را سترد و رو به مرد بی پناه گفت: آقای محترم، آخوندها به راهی رفته اند که قرن ها می رفته اند. و گفت: از معدود آدمهای سالم در میان آخوند ها که بگذریم، من شخصاً به این رسیده ام: تنها بزرگمردی که ذات این جماعت را نیک شناخت، رضا شاه بود. که محدودشان کرد و به انزوایشان انداخت. رضا شاه با همه ی سوادی که نداشت، راز فلاکت ایرانیان را در بر آمدن عمامه به سرانی به اسم آخوند یافت و تا توانست نیکبختی های مدنی کشور را از دسترس و گزند آخوندها دور ساخت.
مرد بی پناه خدا حافظی کرد و رفت اما سخنی که با وی به سمت رضا شاه رفته بود باقی ماند. به آن دو جوان گفتم: من – نوری زاد – در این چند سالی که از گردونه ی جهالت عظما بیرون زده ام، از خیلی ها پوزشخواهی کرده ام. از کسانی که ریش و اسلام و هواداری های کور من از این نظام فریب شان داد. از کسانی که بارشِ آسیب های فراوان، دار و ندارشان روبید و هرگز نیز جرأتی و فرصتی نیافتند تا نُطُق بکشند و اعتراضی بکنند. و گفتم: در این میان من یک پوزشخواهی بزرگ به پیشگاه رضا شاه کبیر و فرزندش بدهکارم. که سالهای سال در باره ی این دو ، آنگونه می اندیشیدم که حنجره ی پر فریب بسیاری از آخوندها بر می آورد.
و گفتم: اکنون که از بام سال نود و چهار شمسی به گذشته و به ایران و به ایرانیانِ امروز می نگرم، می بینم بختکی که به گلوی ما دندان فرو برده و راه تنفس مان را بند آورده و ما را از قدم زدن در خیابانِ معمولیِ زندگی مان باز داشته، هیچ نیست جز این که: در دم و دستگاه آخوندهای حاکم بر ایران، چیزی به اسم وطن دوستی یافت نمی شود. و چیزی به اسم خرد در پیکره ی فکری شان. و چیزی به اسم انصاف و ادب و عدالت و آینده نیز. و گفتم: من از قله ی امروز که به گذشته های پست و بلندِ سالهایِ پیش از برآمدنِ رضا شاه می نگرم، می بینم عجب بلبشویی بوده در این سرزمینِ از هم دریده. و عجب زحمت ها کشیده رضا شاه برای نظام بخشودن به انتظامات همه جانبه ی کشور.
و گفتم: آخوندها در این سالها تا توانسته اند بر سر پهلوی ها کوفته اند تا بساط کشورخواریِ خود را بیارایند. رضا شاه با همه ی سوادی که نداشت، و با همه ی تلخکامی هایی که در کارش می پیچید، و با همه نداری ها و تهی دستی هایی که سفره ی سرانه ی کشور را به هیچ می فسرد، بسیار فراتر از ترازِ متداولِ شخصیت هایِ همطراز خود درخشیده است. ما اسلام زده های این نظام اینجوری، که معمولاً به نبوغ دانشمندان و انسان های نابغه خیره می شویم و تحسین شان می کنیم، به سرعت از خیره شدن به نبوغ رضا شاه در فراهم آوردنِ مقدراتِ اقتدارِ مرکزی و یکپارچه کردن کلیتِ کشور رو بر می گردانیم و برای کوفتنِ او و فرزند برومندش بر جزییاتی سر فرو می بریم که هزار هزار ناجور تر و ناجوانمردانه تر و وحشیانه ترش در همین نظام اسلامی دست بدست شده و می شود در روز روشن.
و گفتم: با اطمینان می گویم: رضا شاه آن مرد بی سواد، بقدرِ همه یِ عمرِ همه یِ آخوندهایِ همه یِ تاریخ، به رواجِ سواد و آگاهی در این سرزمین مدد رسانده است. خدمتی که رضا شاه به ایران و ایرانیان کرد، در سالهای پس از انقلاب اسلامی در ناجوانمردانه ترین شکل ممکن به هیچ گرفته شد. بی آنکه آخوندها به رخ بکشند که اگر تختی و بختی یافته اند، از برکت زحمت های آن مرد بزرگ بوده است. وگرنه حتماَ کشور به چند پارگی در افتاده بود و معلوم نبود ایران را در کجای این چند پارگی باید جست.
دو جوانِ گلرویی که می رفتند، این ترانه ی استادشان را برای من جا گذاشتند:
گول این چشمِ منجمد رو نخور/ دستای من هنوز هم مُشتن
خوش خیالن اونا که فکر کردن / با قپانی ترانه مو کشتن

انتقال محمد مقیمی وکیل آتنا فرقدانی به بند 10 زندان رجایی شهر کرج

«محمد مقیمی» وکیل پایه یک دادگستری و کارشناس ارشد حقوق بشر ظهر روز جاری ۲۴ خرداد ماه به سالن ۳۱ بند ۱۰ زندان رجایی شهر منتقل شده است .
به گزارش کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی،«محمد مقیمی» وکیل مدافع «آتنا فرقدانی» زندانی سیاسی که روز شنبه ۲۳ خرداد ماه ۱۳۹۴ به علت دست دادن با موکلش از سوی فردی به نام حمیدی بازداشت و به زندان رجایی‌شهر منتقل شده بود ظهر روز جاری۲۴ خرداد ماه ۱۳۹۴ به سالن ۳۱ بند ۱۰ زندان رجایی شهر منتقل شده است.
یک منبع آگاه از وضعیت این وکیل زندانی در گفتگویی با کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی گفت “برای آقای مقیمی قرارکفالت ۲۰ میلیون تومان صادر شده است و امید به این است که ایشان هر چه زودتر آزاد شوند”
به دنبال بازداشت «محمد مقیمی»وکیل مدافعش «آتنا فرقدانی» نیز، صبح امروز یکشنبه ۲۴ خرداد ماه ۱۳۹۴ جهت سوال و جواب به دادسرای اوین انتقال داده شد.
گفته شده است این انتقال درخصوص دست دادن او با وکیلش صورت گرفته است.
«محمد تقی فرقدانی» پدر این زندانی در گفتگوی تلفنی با «شیوا گنجی» مسوول بخش زنان «کمپین دفاع از زندانیان سیاسی و مدنی» ضمن رد تلویحی احتمال محاکمه دخترش گفت: “ما امروز۲۴ خرداد ماه پیش آتنا رفتیم، به اون صورت نه چون ما امروز پیشش بودیم، دادگاهی نشده و گفتند این دست دادن غیرقانونی بوده است.”
“پدر این فعال حقوق کودکان کار و خیابان در خصوص احتمال صدور حکم جدید برای دخترش گفت: امکان دارد پرونده جدیدی برای دخترم درست کنند.”

پیش تر «آتنا فرقدانی» از سوی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب اسلامی به ریاست «قاضی صلواتی» به تحمل ۱۲ سال و ۹ ماه حبس محکوم شد که هفت سال و نیم آن طبق ماده ۱۳۴ قانون مجازات اسلامی جدید قابل اجرا است. گفته شده حکم صادره قطعی نیست و ظرف ۲۰ روز مهلت تجدیدنظرخواهی وجود دارد.
این مطلب را به دیگران برسانید. سکوت خیانت است به آزادی و دمکراسی و ملت ایران.



سولماز ایکدر، روزنامه نگار و فعال سیاسی، بازداشت شد.

سولماز ایکدر، روزنامه نگار و فعال سیاسی، بازداشت شد.
به گزارش راديو فرهنگ بنقل از کلمه، این فعال مطبوعاتی حامی جنبش سبز که هفته گذشته در آستانه سفر چند روزه به اروپا ممنوع الخروج شده و گذرنامه اش توقیف شده بود، برای یکشنبه این هفته به دادسرای رسانه احضار شد.
پس از حضور وی در دادسرا در روز یکشنبه، قاضی قطبی از او درخواست وثیقه کرد و سند ملکی در اهواز را به عنوان وثیقه قبول کرد. اما امروز (دوشنبه) بازپرس پرونده بار دیگر خانم ایکدر را احضار کرد و درخواست سندی دیگر در تهران کرد.
این مقام قضایی در نهایت با توجه به کمبود وقت برای فراهم کردن وثیقه ملکی در تهران، حاضر نشد مهلت بیشتری بدهد و بدین ترتیب دستور بازداشت سولماز ایکدر و انتقال وی به زندان قرچک ورامین صادر شد.
بازپرس شعبه ۴ دادسرای رسانه به خانواده این روزنامه نگار وعده داده که بلافاصله پس از گذاشتن وثیقه، دختر ایشان آزاد خواهد شد.

سولماز ایکدر، روزنامه نگار و فعال سیاسی، بازداشت شد.

سولماز ایکدر، روزنامه نگار و فعال سیاسی، بازداشت شد.
به گزارش راديو فرهنگ بنقل از کلمه، این فعال مطبوعاتی حامی جنبش سبز که هفته گذشته در آستانه سفر چند روزه به اروپا ممنوع الخروج شده و گذرنامه اش توقیف شده بود، برای یکشنبه این هفته به دادسرای رسانه احضار شد.
پس از حضور وی در دادسرا در روز یکشنبه، قاضی قطبی از او درخواست وثیقه کرد و سند ملکی در اهواز را به عنوان وثیقه قبول کرد. اما امروز (دوشنبه) بازپرس پرونده بار دیگر خانم ایکدر را احضار کرد و درخواست سندی دیگر در تهران کرد.
این مقام قضایی در نهایت با توجه به کمبود وقت برای فراهم کردن وثیقه ملکی در تهران، حاضر نشد مهلت بیشتری بدهد و بدین ترتیب دستور بازداشت سولماز ایکدر و انتقال وی به زندان قرچک ورامین صادر شد.
بازپرس شعبه ۴ دادسرای رسانه به خانواده این روزنامه نگار وعده داده که بلافاصله پس از گذاشتن وثیقه، دختر ایشان آزاد خواهد شد.